«روحانی واقعا رئیسجمهور بدشانسی بود

از جمله نکات مهمی که آرنت بدان اشاره میکند، این است که اهمیت واقعی معاهدات اقلیت نه در کاربرد عملی آن بلکه در این واقعیت نهفته است که تضمین این معاهدات به عهده یک مجموعه و سازمان بینالمللی، یعنی جامعه ملل، نهاده شده بود. این اشاره نتانیاهو خود نشانه ای از اهمیت روابط تلآویو – مسکو برای تأمین امنیت ملی رژیم صهیونیستی است که طبیعتاً در دولت بعدی نیز نمیتوان آن را نادیده گرفت.

در همین راستا، دکتر مهدی مطهرنیا، استاد علوم سیاسی دانشگاه عالی دفاع ملی ایران در مصاحبه با خبرگزاری آناتولی گفت: ”آقای رئیسی چهرهای ولایتپذیر و تابع مطلق سیاستهای کلان ابلاغی رهبری نظام ایران است. منافع اصلی ایران در حوزهی آسیای جنوب غربی براساس نشانههایی از «ائتلاف و اتحاد» با «جبههی مقاومت» شکل گرفته است. رامز الاکبروف، معاون نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد، گفت: «یک انسان به چیزی بیش از یک لقمه نان نیاز دارد، به عزت و امید نیاز دارد.

نفس وجود «دولت ـ ملت» (که خود براساس آرمان نوعی خانواده ملل خلق شده بود) سبب شد تا چیزی نزدیک به ۳۰ درصد از این جمعیت ۱۰۰میلیونی، بهطور رسمی، به عنوان «اقلیتها» شناخته شوند. دولت نهم و دولت دهم شناخته شده به پرکاری، پشتکار و خسته نشدن؛ سعی کنید این حالت را، این سُمعهی خوب را تا آخرین لحظات حفظ کنید؛ خدا هم انشاءالله کمکتان خواهد کرد.

طنز تلخ ماجرا هم آن است که این فرآیند تجزیه و فروپاشی درست از زمانی آغاز شد که حق خودمختاری ملی برای همه مردم اروپا به رسمیت شناخته شد. شوک بزرگی که از طریق ظهور پناهندگان به جهان اروپایی (دولت ـ ملتها) وارد شد، تشخیص این واقعیت بود که خلاص شدن از شر آنها یا تبدیل کردنشان به اتباع ملی کشور مقصد ناممکن است.

او در ادامه در پاسخ به این سوال که آیا این تنش زدایی در روابط موجب به خشم آمدم متحدان آمریکا در منطقه از جمله رژیم صهیونیستی، عربستان سعودی و امارات متحده عربی نخواهد شد، گفت: برای همین، نکته اصلی این خواهد بود که شکل وضعیت منطقه تغییر کند تا گفتمانی میان ایران، عربستان سعودی و امارات متحده ایجاد شود.

این روزنامه خاطرنشان کرد: «عارف بعد از ماجرای انتخابات ریاست مجلس، کمتر تمایل به ریسک کردن داشت و از این رو وقتی با تغییرات اخیر و اضافه شدن یکی دو اصولگرا و کم شدن یکی دو اصلاحطلب از ترکیب اعضای کمیسیون رو به رو شد، تصمیم گرفت تا از عزمی که برای نامزدی ریاست کمیسیون آموزش کشیده بود پا پس بکشد.

در طول سالیان متمادی و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی چالشهایی بین آمریکا و ایران وجود داشته است اما این چالشها بعد از پیروزی انقلاب تشدید شده است. منافع محوری ترامپ ابعاد گستردهای دارد که با توجه به جایگاه ایالاتمتحده بعد از سال 1945 در نظم بینالمللی احتمالاً در حوزه سیستم امنیت بینالمللی نیز منعکس خواهد شد.

این امر نشانگر این واقعیت است که برای اولین بار در طول تاریخ، «اقلیت» به مثابه یک نهاد پایدار تصدیق شد؛ اینکه میلیونها نفر از افراد، بیرون از حمایت قانونی عادی زندگی میکنند و برای ضمانت حقوق ابتداییشان به یک سازمان خارجی و بینالمللی نیاز دارند.

وی با بیان اینکه ملت فلسطین به نام تمامی مسلمانان و جهان اسلام از مقدسات مسلمین دفاع کرده و میکنند، ابراز داشت: ما از تمامی کشورهای اسلامی و از تمامی آزادیخواهان جهان درخواست کمک میکنیم. همه آن مردمان «بیدولت» و «بیملیت» در نهایت به افرادی حقیقتا «بیجا و مکان» بدل شدند که هیچ کشوری در این کره خاکی، دیگر حاضر به جذب و ادغامشان نبود؛ به همین دلیل اطلاق نام «تفالههای زمین» به آنان، گویای واقعیتی شوم و انکارناپذیر است.

دیری نگذشت که این معاهدات نیز نارساییهای بسیار خود را عیان ساختند و عملا غیرقابل اجرا از آب درآمدند؛ زیرا فقط دولتهای تازهتاسیس در شرق اروپا (که به آنها وعده داده شده بود که در زمینه حاکمیت ملی به منزلتی همانند ملل غربی دست خواهند یافت) به این معاهدات مقید بودند و همین امر سبب شد تا معاهدات اقلیت در عمل به یک بازی سیاسی بیحاصل بدل شود که هیچ نوع ضمانت اجراییای نداشتند.

این فهرست بسیار طولانیتر از اینها است و به روشنی شکست دول فاتح را در آرایش مجدد اروپا در قالب دولت ـ ملتهای جدید و نیز شکست آنها در استقرار اصل رهایی و خودمختاری ملی را نشان میدهد؛ البته این نکته را نیز نباید نادیده گرفت که مرزبندیهای جدید و استقرار دولت ـ ملتها تا حدی بنا به مصالح اقتصادی و مسائل استراتژیک و نظامی صورت گرفت (مثلا همجواری لهستان و چکسلواکی با کشورهایی نظیر آلمان، روسیه، مجارستان و.

بهطور مثال، پس از انحلال امپراتوریها و تغییر مرزها، سهمیلیون آلمانی در درون مرزهای چکسلواکی، حدود یکمیلیون نفرشان در لهستان و بیش از نیممیلیون از آنها در یوگسلاوی باقی ماندند؛ ۷۰۰هزار نفر از مجارها در چکسلواکی، یکونیممیلیون نفر از آنها در رومانی و نزدیک به نیممیلیون نفرشان در یوگسلاوی به حال خود رها شدند؛ بیش از نیممیلیون بلغار در رومانی زندگی میکردند؛ کشور آلمان نیز اقلیتهای لهستانی بسیاری را در دل خود جای داده بود؛ در مجارستان هم شمار عظیمی از آلمانیها، اسلواکها، کرواتها و رومانیاییها میزیستند؛ و در همه این موارد، یهودیان جزء مهمترین اقلیتها به شمار میآمدند.

فوران توحش ناشی از معاهدات صلح و تغیر مرزها، رشد احساسات افراطی ناسیونالیستی و وضعیت واقعی مردمانی که از ملیت و حمایت حاکمیت ملی خویش محروم شدند، نشان داد که هنوز همه حقوق و قوانین و امتیازات در درون مرزهای دولت ـ ملت تعیین میشود و اینک روشن شده بود که اگر بشر از یکی از اجزای خانواده ملل (یک دولت ـ ملت خاص) بیرون افتد، از دایره بشریت به طور کل بیرون میافتد.

به قول آرنت، پس از جنگ جهانی اول هر رخداد سیاسیای گروه جدیدی را به گروه «بیدولتها» میافزود؛ یعنی به آن دسته از افرادی که بیرون از حیطه قانون به سر میبردند، آن هم در حالی که امکان برگرداندن این گروهها به وضعیت عادی و اولیهشان وجود نداشت. طبق قانون بودجه، میبایست ماهانه 17 هزار و 500 میلیارد تومان درآمد میداشتیم، چون طبق قانون بودجه، درآمد و به همان نسبت مخارج ما 210 هزار میلیارد تومان در طول سال بوده است که برای یک ماه، 17 هزار و پانصد میلیارد تومان میباید تا پایان مرداد در خزانه میداشتیم.

با توجه به مخالفت برخی از اعضای مسلحین با طرح مصالحه وطنی که با میانجیگیری روسها صورت رفت، احتمال میرود که تعداد حملات علیه نیروها و کاروانهای گشتی روسیه و سوریه در استان درعا افزایش یابد. ولادیمیر زلنسکی رئیس جمهور اوکراین نیز روز جمعه احتمال وقوع یک جنگ تمام عیار با روسیه را رد نکرد ولی واشنگتن و رسانه های خبری را به متهم کرد که درباره خطر جنگ با روسیه، افراط می کنند و این مساله فشار زیادی را بر اقتصاد اوکراین وارد کرده است.

فیالمثل، روسهایی که در خارج از روسیه به سر میبردند، طبق قوانین داخلی روسیه، به اراده دولت از ملیت روسی خویش محروم میشدند؛ همه یهودیان آلمانی و اتریشی نیز براساس قوانین حکومت بهطور بالقوه «بیدولت» به شمار میآمدند. فقط نیمنگاهی به جمعیت چندمیلیونی پناهندگان روسی و ارمنی کافی است تا نشان دهد که در مورد پناهندگان، مسئله دیگر نجات افرادی که به دلیل عقاید و فعالیتهای سیاسی آزار و تعقیب میشدند، نبود.